خرید بک لینک
امروز سومین جلسه ی دیدار با اولیا رو داشتم . احساس کردم باید داغ داغ تمام مطالب ذهنم رو بنویسم . واقعا از ته قلبم خدا رو شکر میکنم که از نظر اولیا همه چی خوب هستش . وقتی آخر جلسه گفتم یه کاغذ میدم ب

برچسب: نویسنده: پندار شریفی تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 8:50

قبل اینکه در مورد آقای شماره یک صحبت کنم باید بگم کاراکتر هام ترتیبشون بر حسب هیچ چیز خاصی نیست و کاملا دل بخواهی هستن ! در مورد کاراکتر شماره یک که اسمش آقای اسماعیل . ت هست یاید بگم دلیل انتخاب ایش

برچسب: نویسنده: پندار شریفی تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 8:50

من با ماهان.ا تقریبا از همون یک مهر آشنا شدم . انرژی و فعالیتش تقریبا ۵ برابر بقیه بچه ها بود . بچه ها رو میزد . به حرف من اصلا گوش نمیداد . و اینکه اصلا سر کلاس نمیومد :/ با کیف میرفت زنگ تفریح و من

برچسب: نویسنده: پندار شریفی تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 8:50

ماهان ... ماهان ... ماهان .... گاهی اوقات حس میکنم خیلی بده که ما برای این بچه ها با استعداد نازنین هیچ کاری نمیتونیم انجام بدیم ... منظورم از نظر شرایط خانوادگی هستش ... الان ساعت ۱۰ و ۱۰ دقیقه ی ش

برچسب: نویسنده: پندار شریفی تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 8:50

صفحه بندی